يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

9

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

در بازوى سلطان زخم كاري رسيده نزديك بود كه از اسپ خطا كند - خلجي بچه « 1 » پيادهء چالاك و مبارز نزديك بود في الحال پس پشت سلطان « 2 » بر اسپ بر نشست و سلطان را « 3 » بغل گرفت و اسپ را از ميان كافران بيرون آورد - لشكر اسلام منهزم شده « 4 » تا محلّى كه از كفار ايمن شد رسيدند - فامّا از سبب نيامدن سلطان غوغا در لشكر اسلام افتاد - چون زمانى گذشت سلطان نيز بصحّت و سلامت در لشكر رسيد - تمام لشكر را قراري حاصل گشت - بعده « 5 » سلطان مرحوم از آنجا بكوچ متواتر ميان ملتان و اچّه شده باز در غزنين رفت - پتهور راى ملعون تعاقب لشكر كردن نتوانست « 6 » در قلعهء تبرهنده چفسيده - مدت سيزده ماه ملك ضياء الدين تولكى « 7 » محصّر شده جنگ كرده آخر الامر تنگچهء علف شد و هيچ لشكرى يارى ده نرسيدهء بضرورت امان خواست - و حصار تبرهنده را خالي كرد - در سنه ثمان و ثمانين و خمس مائه سلطان مرحوم « 8 » لشكرها بسيار ساخته و مستعد شده روى به هندوستان نهاد - پتهور راى ملعون نيز مستعد بود - بر معتاد « 9 » اوّل باز هم در موضع ترائين مذكور مقابل لشكر اسلام شد - سلطان به تعبيهء لشكر و بنه كه « 10 » سوار و پياده و رايات و مراتب و چتر و دارات به تمام سه كروه عقب گذاشت - و خود با چهل هزار سوار جرّار و مردان « 11 » نامدار مقابل پتهور راى ملعون نابكار « 12 »

--> ( 1 ) M . خلجي پيادهء and B . ( 2 ) M . سلطان بر است ( 3 ) M . سلطان را در بغل ( 4 ) B . تا مجلى ( 5 ) M . گشت سلطان ( 6 ) B . نخواست ( 7 ) See n . 10 , p . 7 . توكلى Both B . and M . ( 8 ) Both B . and M . مرحوم با لشكرها بسيار ساخته ( 9 ) B . بر ميعاد باز هم ( 10 ) B . بنكه ( 11 ) B . و مركبان نامدار ( 12 ) M . ملعون پيش رفت